صفحه اصلی

در این تار نما با دو سر فصل مواجه اید. که در حقیقت نام دو کتاب می باشد که این حقیر آنها را تألیف نموده است.
لازم به ذکر است رویکرد مفاهیم نوشته شده در کتاب “مقدمه ای بر تفسیر عالم” با اساس تفکر آدمی در ارتباط می باشد. که در آن تمام تفکرات مطرح در این زمینه به چالش جدی کشیده شده اند. و با مفهوم گفتگویی با مخاطبان آغاز می شود و با اشارات کوتاهی به مفاهیم اولیه کم کم وارد اصل مباحث می شویم. لذا مخاطبان علاقه مند به اینگونه بحث ها می بایست. حداقل پیش زمینه هایی در خصوص فیزیک، فیزیک نظری، اختر فیزیک، فیزیک ذرات، فلسفه، شیمی و … داشته باشند. در این مجال ما مسیر تفکر انتزایی خود را پی گرفته ایم. لذا به هیچ دیدگاهی غیر از مسیر تعیین شده استنادی نخواهیم کرد.
زمان آن فرا رسیده است. که افق دیگری در نوع نگرش آدمی بر کل عالم ارائه گردد. و اندیشه های بی بنیانی که به آنها جنبه ی علمی داده اند را بکلی کنار بگذاریم. و ابتدا بیاندیشم که آیا درست می اندیشیم. و این موضوع بسیار مهم است.
چنین به نظر می رسد. بیماری اسارت اندیشه در بیشتر حوزه های فکری بشری جا خوش کرده است. و کافیست یک اندیشمند بی غرض یک فرضیه و یا دیدگاهی را از فردی خاص مورد مطالعه و روی آن تفکر عمیق اعمال کند. شتابزده گی و نتیجه گیری های کلی بی اساس به وضوح در آن تفکر آشکار خواهد شد.
چنین تفکراتی در حوزه ی فیزیک نظری جنبه تخیلات و خیال پردازی ها را بخود گرفته اند. و بیشمار کسانی در این حوزه هستند. که می خواهند به هر طریق ممکن به شهرت رسیده، نامی برای خود به ثبت برسانند. چنین شیوه ای حالت عجز و ترحم انگیزی بخود گرفته است. و چنین افرادی را از مسیر تفکر سالم منحرف کرده است.
در این آشفته حال تفکرات بی بنیان در خصوص همه چیز اظهار نظر هایی بی اساسی ارائه می گردد. اما دریغ که از حقیقت حرفی به میان نمی آید. و انسان ها در بیداری به خوابی عمیق فرو رفته اند. و چنین حالتی خوشایند منعدان و منکران حقیقت اند. اما این خیالی باطل است. که طم طراق های زود گذر و حباب های روی اقیانوس عاقبت محو خواهند شد. و اقیانوسی آرام همچان باقی خواهد ماند. که ” حقیقت محور ظهور هر ممکن ناپایداریست.”
با چنین پیش زمینه هایی ما اقدام به تألیف این کتاب نموده و در آن جای هیچگونه تردیدی را باقی نگذاشته ایم. که این روش, روشی مبتنی بر حقیقت است. و ” حقیقت بلند بصیرتیست. که متواضعان عالم در برابرش تسلیم اند. ”
به هر حال بایستی روشی غیر از روش هایی که نتیجه مشخصی را ندانند. ارائه می شد. آدمی در مسیر اندیشیدن بیشمار زمانها را در بیشمار افکار بی پایه و اساس مصروف کرده است. و در بازه های طولانی در درون تفکرهای ذهنی گرایی اسیر گشته، و ندانسته در افسون افسانه های بافته شده غوطه خورده تا به زمان کنونی رسیده است.
چنین به نظر می رسد. در حال حاضر نیز وضعیت اندیشه آدمی چندان تغییری نکرده، بلکه بر دامنه ی چنین توهم گرایی ها نیز افزوده شده است. و نظریه پردازان سالوس همیشه سوار بر اندیشه های بخواب رفته، انسان های ساده لوح را به هر سو که خواسته هدایت کرده اند.
مهم ترین بخش های این کتاب مربوط به قسمت های انتهایی آن می باشد. که برای درک بهتر آنها، قسمت های ابتدایی کتاب باید به دقت مطالعه و روی آنها تفکر عمیق اعمال گردد. در قسمت های پایانی چند اصطلاح فلسفی که در بعضی از مباحث به آنها اشاره شده، بصورت کوتاه توضیح داده شده است.
و اما کتاب “سرگردان یکی شدن با آسمانم ” همانطوریکه از نام آن استنباط می شود. دست نوشته هایی از این حقیر می باشد. که نه نظم است و نه نثر. و ساختار مختص خودش را دارد. و در مسیر معرفت، بصیرت، شهود و سلوک پیش می رود.

ایی . اس . اچ . شفق